علي در روز دوم فروردينماه سال 1339 در روستاي « نورآباد » در خانوادهاي مذهبي ديده به جهان هستي گشود. کودکي را در دامن فقر و محروميت سپري کرد و از رفتن به مدرسه محروم ماند. در نوجواني راهي کشور قطر گرديد و به بنايي مشغول شد. پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي، به سربازي رفت و با طي دورهي آموزشي در زابل، وارد ناحيهي ژاندارمري خراسان گرديد. تعهّد انقلابي و دلسوزي براي نظام، او را به پادگان جلديان کردستان کشاند و 5 ماه در اوج بحران کردستان در منطقه خدمت کرد. روزي در راه نقده پيرمردي به او گفت: به اشنويه نرويد که کشته ميشويد و او شجاعانه پاسخ داد «ما را از کشته شدن باکي نيست، ما براي کشته شدن آمدهايم.»
در تاريخ 3/3/1359 به محاصرهي ضدانقلاب درآمد، پس از شهادت 5 تن و زخمي شدن عدهاي از يارانش، حلقهي محاصره را شکسته و خود را نجات داد. سپس از کردستان به آذربايجان رفت و در شهرهاي اروميه، خوي، سلماس، ماکو و مرز بازرگان به پاسداري از حريم قانون و برقراري نظم و امنيت پرداخت. پس از هجوم ديوسيرتان بعثي به خاک ميهن اسلامي، در حالي که براي ازدواج آماده شده بود، عزم پيکار با دشمن کرد. سرانجام در دشتعباس براثر انفجار مين مجروح شد و در بيمارستان آيتالله کاشاني اصفهان در تاريخ 23/12/1361 در سن 22 سالگي به شهادت رسيد.