اولين روز از ارديبهشت ماه سال 1340 شهر کوچک آباده ميزبان قدوم کودکي از تبار ياوران فرداي روحالله (ره) بود، سالها گذشت و احمد در سايهي مهربان خانواده پرورش يافت و کمکم با فرائض دين اسلام آشنا شد؛ شور عجيبي براي آموختن داشت، کشف ناشناختههاي جهان هستي و حضور در جامعه او را به مدرسه کشاند و توانست تا اخذ مدرک ديپلم تحصيل نمايد. چندي بعد به دانشگاه راه يافت تا اينکه جنگ آغاز شد، خمپاره و آتش امان مردم را بريد، کودکان ديگر خواب نداشتند و احمد ناگزير به منظور ايجاد امنيت به جبهه رفت و از ادامهي تحصيل انصراف داد. دورهي آموزشي را در پادگان شهيد دستغيب شيراز سپري کرد. آنگاه همراه سلحشوران لشگر 8 نجف اشرف در عملياتهاي بسياري حضور يافت. جانشين عمليات لشگر 8 نجف اشرف در غروب بيست و پنجمين روز از بهمن ماه سال 1364 در عمليات والفجر8 (فاو) در سن 24 سالگي به خون سرخ خود خضاب نمود و به ديدار دوست شتافت.