خسرو فرزند محمود، در چهاردهم بهمن ماه سال 1345 مصادف با ماه ربيعالاول در شهرستان ديلم به دنيا آمد. روزهاي کودکي را در سايهي دستان نوازشگر پدر و مادري مهربان سپري کرد، در چهارده سالگي پدرش را از دست داد و از همان دورهي کودکي طعم تلخ بيپدري و فقر را چشيد. پدرش، ملوان بود که در اثر غرق شدن لنج، جان به جان آفرين تسليم کرد.
خسرو در 6 سالگي روانهي دبستان شد. در همين سن، شروع به فراگيري فرايض ديني چون نماز و قرآن نمود. آموختن علم را تا دورهي راهنمايي ادامه داد. با شروع مبارزات مردم عليه رژيم طاغوت، به جمع تظاهرکنندگان پيوست. هنگامي که برادرانش قصد شعارنويسي روي ديوارها را داشتند او با وجود کمي سن، آنها را همراهي ميکرد و در پخش اعلاميهها عليه رژيم پهلوي فعال و ساعي بود.
پس از پيروزي انقلاب او از جمله نخستين دانشآموزاني بود که در بسيج مردمي ثبتنام نمود. با تمام علاقهاي که به ادامهي تحصيل داشت، اما به خاطر فعاليتهاي انقلابي، درس و مشق را رها کرد.
خسرو، اولين بار در ماه ذيالحجه (عيد قربان) در سال 1361 راهي جبهه شد. وي هنگامي که از جبهه برميگشت ناراحت و غمگين بود که چرا به جمع شهدا نپيوسته است. هنوز چند ماهي از برگشتن او از جبهه نگذشته بود که دوباره با جمعي از همرزمانش به جبهه اعزام شد.
خسرو سرانجام 45 روز پس از سومين اعزامش به جبهه در سن 17 سالگي خاک سر پل ذهاب را به خون خويش گلگون ساخت و در بيست و پنجمين روز از بهار سال 1362 به ملکوت اعلي بال گشود.
پيکر مطهر او را در زادگاهش به خاک سپردند.