تاثیر زمان و مکان بر اجابت دعا
چهارشنبه 13 بهمن 1389 12:56 PM
تاثیر زمان و مکان بر اجابت دعا
در گذشته من این را مطرح کرده بودم كه عامل زمان و مکان در باب دعا، به نحو کلّی تأثیر دارد، اما به صورت جزئی و موردی وارد آن نشدم. مطلب از این قرار است كه اگر انسان در یک زمان یا مكان خاص دعا کند، این زمان و مكان، بر روی اجابت دعا اثر میگذارد. این کلّیِ بحث ما است و من در آخر بحث، عرض خواهم كرد كه این تأثیر در دو رابطه اثر زمان یا مكان بر روی دعا و بر روی داعی مطرح میشود. این را در آخر بحث توضیح میدهم.

در باب زمان، اینطور است كه ساعت و لحظهای كه بر انسان میگذرد، در ظرف آن زمان قرار میگیرد. ما یک بحث در رابطه با زمانهای خاص داریم که مربوط به ساعات شبانهروز است و یك بحث هم مربوط به اوقات خاصی است، مثل شبهای خاص، روزهای خاص، تا میرسد به ماههای خاص، مثل ماه مبارک رمضان. بحث این است كه این زمانهای خاص، به طور كلّی اثر دارد و اگر انسان در آن زمان خاص دعا كند، این زمان بر اجابت دعایش تأثیر میگذارد.
تأثیر دعا در شب
حالا من زمانهای خاص را از بحث شبانهروز شروع میکنم. ما در روایات و معارفمان، هم نسبت به شب و هم نسبت به روز مطالبی داریم كه یك زمان خاص را برای دعا مشخص میكنند. یعنی در شب بر یک ساعت خاص و یک ظرف خاص و در روز هم بر یك زمان خاص، برای دعا كردن تأكید شده است. در باب شب چند دسته روایت وجود دارد كه یک دسته از این روایات به طور کلّی شب را به عنوان «زمان مناسب برای دعا كردن» مطرح میکند که در آن ظرف زمانی، دعا مطلوب است و «خودِ شب» بر دعا اثر دارد. من چند روایت را میخوانم و همینطور گام به گام پیش میروم.
* دلِ شب
در یک روایت اینطور آمده است که پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند: «لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَى السَّمَاءِ نُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ!»، شبی که من را به معراج بردند، ندائی به من رسید كه یک بخش از آن ندا این بود: «وَ مَنْ كَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ سِرّاً بَالِغَةً مَا بَلَغَتْ»، یعنی هر کسی كه حاجتی مخفی دارد ـهر چه میخواهد باشدـ «إِلَیَّ أَوْ إِلَى غَیْرِی»، از من یا از دیگری، «فَلْیَدْعُنِی فِی جَوْفِ اللَّیْلِ خَالِیاً»، پس محرمانه و در دل شب، از من تقاضا کند. «وَ لْیَقُلْ وَ هُوَ عَلَى طُهْرٍ یَا اللَّه». یعنی در حالی که با طهارت است، بگوید یاالله...! در روایت دیگری از پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمده است: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا تَخَلَّى بِسَیِّدِهِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ وَ نَاجَاهُ أَثْبَتَ اللَّهُ النُّورَ فِی قَلْبِهِ»؛ اگر بنده با مولایش در دلِ شبِ تاریک خلوت كند و با او راز و نیاز کند، خداوند نور را در دلش استوار میکند. «فَإِذَا قَالَ یَا رَبِّ! یَا رَبِّ! نَادَاهُ الْجَلِیلُ جَلَّ جَلَالُهُ لَبَّیْكَ عَبْدِی سَلْنِی، أُعْطِكَ وَ تَوَكَّلْ عَلَیَّ، أَكْفِكَ». وقتی بگوید پروردگار من! پروردگار من! خداوند هم جوابش را میدهد و ندا میکند لبّیک بنده من! بخواه تا به تو بدهم! به من توکل کن تا برایت کارسازی کنم!
* ساعتی از شب
روایت در این باب زیاد است و من هم اگر بخواهم همه را بخوانم فرصت نمیشود؛ لذا فقط اشاره میكنم. در روایتی از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) داریم که حضرت داوُد شبها در یک ساعت خاصی از شب خانوادهاش را بیدار میکرد و میگفت بلند شوید، نماز بخوانید و از خدا حاجتتان را بخواهید و طلب حاجت کنید! حالا برای اینكه متوجه شویم کدام ساعت از شب بوده است، باید روایات را كنار یكدیگر قرار دهیم و ساعات شب را هم خُرد کنیم. لذا گام به گام جلو میرویم تا مطلب روشن شود.
روایتی را که الآن میخوانم، اشاره به آن روایت نبوی دارد. علی(علیهالسلام) به نوف كه شما او را میشناسید و معروف است و در نهجالبلاغه هم یک خطبه از او نقل شده است، میفرماید: «یَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ علَیهِ السَّلامُ قَامَ فِی مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّیْلِ فَقَالَ إِنَّهَا سَاعَةٌ لَا یَدْعُو فِیهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِیبَ لَهُ». علی (علیهالسلام) فرمود این همان ساعتی است كه داوُد خانوادهاش را بیدار میكرد؛ چون در این ساعت دعا مستجاب است. حضرت در این روایت، آن روایت نبوی را تفسیر کرده و میفرماید این همان ساعت است. اما هنوز مشخص نیست كه چه زمانی از شب بوده است.
* بعد از ثُلث شب
ما گفتیم كه گام به گام پیش میرویم. روایت دیگری از امام باقر(علیهالسلام) است كه حضرت فرمود: «یُنَادِی مُنَادٍ حِینَ یَمْضِی ثُلْثُ اللَّیْل»؛ وقتی كه یک سوم شب گذشته باشد یک منادی ندا میكند «هَلْ مِنْ تَائِبٍ یُتَابُ عَلَیْهِ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ یُغْفَرُ لَهُ هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَیُعْطَى حَتَّى یَطْلُعَ الْفَجْرُ». آیا توبه كنندهای هست كه توبهاش پذیرفته شود؟ آیا استغفار كنندهای هست كه بخشیده شود؟ آیا درخواست كنندهای هست كه به او داده شود؟ این ندا تا سپیده صبح ادامه دارد.
* سُدُس بعد از نیمه شب
روایتی از امام صادق(صلواتاللهعلیه) است که این روایت را عمر بن أُذَینه نقل میکند. آنهایی که اهل حدیث هستند میدانند که او از اصحاب است و شخص مورد وثوقی است. میگوید حضرت فرمود: «إِنَّ فِی اللَّیْلِ لَسَاعَةً مَا یُوَافِقُهَا عَبْدٌ مُسْلِمٌ یُصَلِّی وَ یَدْعُو اللَّهَ فِیهَا إِلَّا اسْتُجِیبَ لَهُ فِی كُلِّ لَیْلَةٍ»؛ در شب یک ساعتی هست که اگر بنده مُسلِم در آن زمان نماز بخواند و دعا کند، دعایش مورد استجابت قرار میگیرد. در هر شب هم آن ساعت هست. در روایت دارد: «فِی كُلِّ لَیْلَةٍ»؛ یعنی این ساعت برای شب خاصی نیست. چون بحث من هم عمومی و نسبت به هر شب است، نه یک شب خاص. عمر بن أُذَینه عرض میکند: «قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ فَأَیُّ سَاعَةٍ هِیَ مِنَ اللَّیْلِ»؛ خدا تو را نیکو بدارد! آن ساعت کدام ساعت از شب است؟ «قَالَ إِذَا مَضَى نِصْفُ اللَّیْلِ فِی السُّدُسِ الْأَوَّلِ مِنَ النِّصْفِ الْبَاقِی». حضرت فرمود آنگاه که نیمی از شب سپری شد، در یکششمِ اوّلِ نیمه باقی مانده از شب است. من اینها را میگویم تا بعد همه را که با هم تطبیقش دهیم، معلوم میشود که این موقعیت زمانی چه هنگامی است.
* ثُلث آخر شب
در یک دسته از روایات داریم که ثلث آخر شب را مطرح میفرمایند. حالا چون روایت زیاد است من یک روایت را به عنوان نمونه میخوانم. پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) میفرمایند: «إذا بَقِىَ ثُلْثُ اللَّیْلِ یَقُولُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى مَنْ ذَا الَّذِی یَدْعُونِی فَأسْتَجیبُ لَهُ مَنْ ذَا الَّذِی یَسْتَكْشِفُ الضُّرَّ فَأكْشِفُهُ عَنْهُ»؛ یعنی وقتی یکسوم شب باقی مانده باشد، خداوند متعال میگوید کیست که از من درخواستی کند تا برایش اجابت کنم؟ چه کسی است که تقاضا داشته باشد که من گرفتاریاش را برطرف کنم تا برایش برطرف کنم؟ «مَنْ ذَا الَّذِی یَسْتَرْزِقُنِی فَأرْزِقُهُ»؛ آیا کسی هست که از من طلب روزی کند تا به او روزی دهم؟ در آخر هم میفرماید: «مَنْ ذَا الَّذِی یَسْألُنِی فأعْطِیهِ». یعنی چه کسی است که به طور کلّی از من چیزی بخواهد تا به او بدهم؟
* سحرگاه
یک دسته از روایات را هم داریم که اینها تعبیر به سَحَر میکند که الآن نمیرسم آنها را مطرح کنم و بعداًٌ به این روایات هم میرسیم. امّا مجموع این روایات را اگر ما جمعبندی کنیم، همین چیزی به دست میآید که ما در باب مسائل فقهی و بحثهای فقهی که میکنیم هم مطرح میکنیم و میگوییم «ثلث آخر شب»؛ که حتی در باب نماز شب هم از نظر فضیلت میرویم سراغ آن زمان و میگوییم نماز شب در ثلث آخر شب فضیلت بالاتری دارد.
* هر چه به صبح نزدیكتر باشد
پس من اوّل رفتم سراغ «شب»؛ چون در بین شبانهروز دیدیم که از نظر دعا کردن روی شب تأکید شده است. یعنی این زمان در باب اجابت مؤثر است. بعد هم شب را خُرد کردیم تا به اینجا رسیدیم. هیچ مانعی هم ندارد که ما این حرف را بزنیم که از نیمه شب به آن طرف، هرچه به طلوع فجر نزدیکتر شود، اثرش هم بیشتر میشود. اینها تصویرهای طلبگی است که مطرح میکنم. یعنی این روایاتی که خُرد کردم، هیچکدام با هم منافات ندارد. چون هرچه به طلوع فجر نزدیک شود، اثرش بیشتر است.
چگونگی تأثیر زمان بر دعا
مطلبی که اینجا هست این است که آیا تأثیر زمان بر روی «دعا» است یا نه، از باب تأثیر زمان بر روی «داعی» است؟ آنچه که من میگویم این است که هیچ مانعی ندارد که هر دو باشد. اینطور نیست که اینها مانعةالجمع باشد. نخیر، هیچ مانعی ندارد که این زمان هم بر روی دعا و هم بر روی داعی اثر داشته باشد.
تأثیر زمان بر دعا
اما اینجا یک مطلب هست و آن این است که کیفیت اثر زمان بر روی دعا چگونه است؟ این بحث از محدوده فکر من و تو خارج است که بخواهیم اینجا از پیش خودمان حرف بزنیم و در کیفیت اثرگذاری زمان بر روی دعا از نظر اجابت وارد شویم. این دیگر در محدوده فکر ما نیست؛ پس این بحث را بگذاریم کنار.
تأثیر زمان بر داعی
آنچه برای ما قابل لمس و ادراک است و چهبسا در معارفمان هم هست، این است که این زمان بر روی داعی، یعنی آن کسی که دارد دعا میکند اثر دارد. حالا من یک اشاره میکنم که این تأثیر به چه نحو است. انسان در شب به طور غالب اینطور است که کارهای روزمرّهاش که تمام شد، استراحت میکند؛ وقتی که استراحت کرد، خصوصاً از نصف شب به آن طرف، یعنی زمانی که همه معمولاً خوابیدهاند، آن سنخ افکار و اشتغالات ذهنی همه از بین میرود؛ وقتی اینها پاک شد، روایات ما میگوید حالا بلند شو و این ذهنی را که از این اشتغالات و تعلقات تا حدی تخلیه شده است، این را متوجه معبود خود کن و از او در خواست کن.
توجه تامّ به معبود، پس از دور شدن از دنیا
این همان چیزی است که من از آن تعبیر میکنم که مُخّ دعا است. در روایات هم داریم که مُخّ دعا، توجه تامّ به معبود و خالق برای تقاضا از او است. یعنی باید به مسببّ الأسباب بودنِ او توجه تامّ پیدا کنی. چون در آن زمان از شب، دیگران از ذهن رفتهاند و کمرنگ شدهاند و غیر خدا کمتر به ذهن میآید. اصلاً آن موقعِ شب که بلند شدهای، برای چه بلند شدهای؟ بیدار شدهای که از خدا تقاضا کنی. لذا اینجا توجه داعی به آن کسی که میخواهد از او تقاضا کند، قویتر است و چهبسا اینکه در روایات بر این زمان تأکید شده، به جهت اثر آن بر روی داعی و حالات روحی او در ربط با دعایش است. یعنی این موقعیّت زمانی بر روی داعی اثر میگذارد. اما مثلاً موقعی که در روز مشغول اشتغالات دنیایی است و فکرش صد جا هست، آنجا ـنعوذباللهـ اصلاً خدا از یادش رفته است و نمیتواند به او توجه تامّ پیدا کند.
روایات ما در باب تأثیر زمان بر دعا زیاد است؛ من این جلسه «شب» را مطرح کردم. در روایاتی «روز» و موقعیتهای روز را هم داریم که إنشاءالله جلسه بعد وارد میشوم. امّا آنچه در این جلسه عرض شد این است که شب، آن هم از نیمه شب به بعد، این زمان مؤثر است؛ هم روی دعا مؤثر است به یک معنا ـکه گفتم از حیطه من و شما خارج استـ و هم بر روی داعی در ربط با دعایش تأثیر دارد. روایات زیادی هم داریم که من عرض کردم جمع کردن بین اینها برای ما مشکلی هم ندارد؛ بهخصوص اینکه از نیمه شب به آن طرف را مطرح کردند و هر چه جلوتر برود، چه بسا هم تأثیرش بیشتر باشد.
پی نوشت:
1. بحارالأنوار 91 96
2. البته این تعبیر مسامحی است.
3. بحارالأنوار 92 316
4. به نكته طهارت قبلاً اشاره كردهام.
5. بحارالأنوار 84 137
6. وسائلالشیعة 7 78
7. چون آن موقع که نوف آنجا بوده، ما که نبودهایم تا بفهمیم چه ساعتی است!
8. مستدركالوسائل 5 208
9. الكافی 3 447
10. كنز العمال 2 113