پاسخ به:كرامات امام زمان (عج)
سه شنبه 12 بهمن 1389 7:44 PM
نجات از دست مأموران پهلوي
|
|
|
آقاي حاج شيخ عبدالله مهرجردي از وعاظ مشهور خراسان است و من متجاوز از چهل سال است كه ايشان را خوب ميشناسم؛ انسان فاضل و با محبتي است. او گفت: در زمان رضاشاه پهلوي در اواخر سلطنت او كه خيلي بر اهل علم سخت گرفته بود، خصوصاً نسبت به مشهد مقدس و تقريباً معافيت طلبگي نيزد منسوخ شده بود، حتي خود نگارنده پس از فوت مرحوم والد، مشمول بودم و بيم احضار به نظام وظيفه بود، روي اين جهت آقاي حاج شيخ سابقالذكر به مرحوم آقاي شيخ حسنعلي اصفهاني مراجعه ميكند كه ايشان حاج شيخ معظم را راهنمايي معنوي نمايند. چون مرحوم حاج شيخ حسنعلي اصفهاني مشهور به دستگيري معنوي بود.
خلاصه، ايشان به آقاي اصفهاني معظمله مراجعه مينمايند. حاج شيخ حسنعلي اصفهاني پس از اعمال قدرت خاص، ميگويند: حل كار شما از لحاظ اينكه به نظام وظيفه نروي و معاف شوي، منوط به اين است كه به قم و به مسجد جمكران بروي و به حضرت صاحبالامر (عج) متوسل شوي.
آقاي حاج شيخ عبدالله مهرجردي به قم ميآيند و به مسجد جمكران ميروند و متوسل ميشوند. در نتيجه، خواب ميبينند كه در مسجد يا حياط آن هستند و عليالظاهر خادمهاي به ايشان ميگويد كه حضرت حجت (عج) در همين مجاور مسجد تشريف دارند و حاج شيخ مزبور را خدمت امام عليهالسلام راهنمايي مينمايد. ميگفت: زمانيكه خدمتشان رسيدم و عرض ادب و سلام كردم و در ضمن، اطراف مسئلهي شرب تتن كه اصوليين و اخباريين در حرمت و حليّت آن اختلاف دارند، خدمتش صحبت كردم. البته مقصود من اظهار فضل بود كه مثلاً آقا بداند كه من اهل فضل و تحصيل هستم.
مثل اين كه آقا خيلي اين اصلِ مثبت را تحويل نگرفت. يادم نيست خود آقا، يا من، صحبت معافيت از نظام را پيش كشيديم كه فرمود: ما آن را تقريباً درست كرديم. از خواب بيدار شدم. از سابق يك معافيت يك ساله به عنوان مرض يا عذر ديگر كه يادم نيست، داشتم.
هر موقع كه نياز به نشان دادن ميافتاد، همان برگ موقت كه مدتها وقتِ آن تمام شده بود را نشان ميدادم و رفع گرفتاري ميشد. تا چند سال اينطور بود تا آن كه مشمول بخشودگي گرديد. چون رسم اين بود كه مثلاً بعد از ده سال، متولدين ده سال قبل را كه به عللي موقّت از قبيل بيماري يا كفالت به نظام نيامده بودند، معاف ميكردند و اين اعجاز است. براي آنكه اولاً برگ دولتي كه بيتاريخ نيست و با يك نظر معلوم ميشود با يك نظر معلوم ميشود كه وقت آن گذشته است و اگر بر فرض محال هم بيتاريخ باشد، مأمور ميگويد كه اين برگ اعتبار ندارد. گذشته از آن، پرونده در ادارهي مربوطه بود و بايد هر سال اسم ايشان بيرون بيايد و ايشان را احضار نمايند. اين قصه را ايشان چند سال قبل براي من نقل كرد. پس از آن گفتم: وجود امام زمان (عج) نزد من مانند روز روشن است.
|
| مرحوم آيتالله حاج شيخ مرتضي حائري |
راوي: |
منبع: كتاب كرامت هاي حضرت مهدي (عج) - صفحه: 21