پاسخ به:كرامات امام زمان (عج)
سه شنبه 12 بهمن 1389 7:40 PM
فريادرس
|
|
|
خانهي حسين مدمل، ديوار به ديوار صحن حضرت اميرالمؤمنين _ عليهالسلام _ بود. او به ناگاه مريض شد و بعد از مدتي هر دو پايش مثل چوب خشكيد و خانهنشين شد. چون نميتوانست كار بكند، دچار فقر و نيازمند مردم شد و زن و بچههايش روزگار سختي را ميگذرانيدند.
در يكي از شبها به خاطرش آمد كه خداوند در قرآن مجيد فرموده: « وَ نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد » ما از شاهرگ گردن به آدمي نزديكتريم. وضو گرفت و دو ركعت نماز خواند و گفت: « خدايا اين دنيا صاحبي دارد از تو ميخواهم كه مرا به وسيلهي او شفا دهي. »
در همان شب وقتي همسر و فرزندانش از خواب بيدار شدند، ديدند كه نوري فضاي منزل را روشن و زمين و آسمان را منور كرده است؛ به حدي كه چشمها را خيره مي كند. از حسين پرسيدند: « چه خبر است؟ »
گفت: « الآن فريادرس بيچارگان حضرت صاحبالزمان _ عليهالسلام _ اينجا بود. كنار بسترم آمد و به من فرمود: اي حسين مدمل! برخيز. » عرض كردم نميتوانم. پس در كمال محبت و مهرباني دستم را گرفتند و مرا بلند كردند. ديدم هيچگونه درد و مرضي ندارم.
آري خداوند متعال به بركت آن حضرت، مرا شفا داده و از غم و اندوه رهانيده بود.
|
| |
راوي: |
منبع: پايگاه اطلاع رساني انديشه قم