پاسخ به:كرامات امام زمان (عج)
سه شنبه 12 بهمن 1389 7:39 PM
عنايت خدا و امام زمان (عج)
|
|
|
دست و پاي برادرزادهام فلج بود. كمي پول تهيه كرديم و او را از نجفآباد به اصفهان برديم و از سرش عكس گرفتيم. عكس را در نجفآباد به دكتر زماني نشان داديم. وقتي دكتر عكس را ديد، گفت: اين بچه غدهي سرطاني دارد و بايد هر چه زودتر بستري شود.
عكس را به دكتر ديگري نشان داديم، او هم گفت: هر چه زودتر بايد بيمار را بستري كنيد. بيماري خطرناكي است و احتياج به عمل دارد. گفتيم: ما ميخواهيم براي عمل استخاره كنيم.
گفت: وقتي ميخواهيد نماز بخوانيد استخاره ميكنيد؟! اگر ميخواهيد مريض شما سالم شود، بايد به خدا و امام زمان ( عليه السلام ) متوسل شويد تا بلكه فرزندتان را به شما برگردانند.
دكتر نوريان گفت: مريض شما دو ماه بيشتر زنده نميماند و اگر قصد عمل او را داريد، بايد هر چه زودتر تصميم بگيريد. گفتيم: فكرهايمان را كردهايم. گفت: برويد و درست و حسابي فكرهايتان را بكنيد. هزينهي اين عمل خيلي زياد است.
بچه را در اصفهان پيش دكتر معين هم برديم؛ او نيز همان حرف را به ما زد و گفت: غده، سرطاني است و هر دكتري هم نميتواند او را عمل كند، چون غدهاش سمّي است. هر چه زودتر بايد بستري شود.
برادرزادهام را بستري كرديم و سه روز در بيمارستان الزهراي اصفهان بوديم. با اينكه قرار بود روز چهارم عمل شود، ولي او را مرخص كردند و گفتند كه چهارشنبهي ديگر بياييد!
او را از بيمارستان مرخص كرديم. نذر كردم تا هر هفته، روزهاي چهارشنبه او را به جمكران بياورم. براي اولين بار كه به مسجد مشرّف شديم، بعد از خواندن نماز امام زمان (عليه السلام ) كنار چاه عريضه رفتم. بچه را هم در بغلم گرفته بودم و با دلي شكسته گريه ميكردم. اشكهايم روي صورتش ميچكيد. بيدار شد و گفت: عموجان! فكر كردم دارد باران ميآيد. چرا گريه ميكني؟
گفتم: شفاي تو را از امام زمان ( عليه السلام ) ميخواهم. بعد از آن هر وقت او را به جمكران ميآورديم، حالش بهتر ميشد؛ تا اين كه بعد از چهار ماه وقتي از سرش عكس گرفتيم و پيش دكتر برديم، گفت: هيچ اثري از غدّهي سرطاني نيست. اين چه را خدا و امام زمان ( عليه السلام ) شفا دادهاند.
|
| |
راوي: |
منبع: پايگاه اطلاع رساني جمكران