0

كرامات امام زمان (عج)

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:كرامات امام زمان (عج)
سه شنبه 12 بهمن 1389  7:36 PM


شيعه شد
 

باقي بن عطوه علوي كه از سادات حسيني بود و مورد اعتماد علي بن عيسي اربلي مي‌باشد، نقل كرده كه گفت:
پدرم زيدي مذهب بود. او به مرضي مبتلا بود كه به هيچ وجه اطبا نمي‌توانستند او را معالجه كنند و از من و چند پسر ديگري كه همه شيعه و دوازده امامي بوديم، ناراحت بود و دوست نداشت كه ما در غير مذهب خودش باشيم و گاهي كه براي او استدلال حقانيت مذهب تشيع را مي‌نموديم و به او مي‌گفتيم كه حضرت بقيه الله زنده است، مي‌گفت: « اگر راست مي‌گوييد! بگوييد او بيايد و مرا شفا بدهد تا من باور كنم و معتقد به مذهب شما بشوم . »‌و مكرر مي‌گفت: « من شما را تصديق نمي‌كنم و به مذهب شما قائل نمي‌شوم مگر آن كه صاحب شما، امام زمان شما حضرت مهدي شما بيايد و مرا از اين مرض نجات بدهد.»
تا آن كه يك شب بعد از نماز عشا كه ما همه يك جا جمع بوديم و پدرم در اطاق نگاه مي‌كرد و مي‌گفت پي او بدويد و به خدمت مولاي خود برسيد زيرا همين لحظه او از نزد من از اين اطاق بيرون رفت. ما به دستور او از در اطاق بيرون رفتيم و هر چه اين طرف و آن طرف دويديم، كسي را نديديم. به نزد پدر برگشتيم و از او سوال كرديم كه چه بود؟ و چه شد؟
او مي‌گريست و مي‌گفت: « شخصي نزد من آمد و گفت: يا عطوه گفتم: شما كه هستي؟ فرمود: من صاحب پسران تو، امام زمان پسران تو هستم. آمده‌ام تو را شفا بدهم بعد از آن دست مباركش را دراز كرد و در جاي مرض من گذاشت و به كلي مرا از آن كسالت نجات داد و من سلامتي كامل خود را يافتم و آثاري از آن كسالت در من نيست و لذا متوجه شدم كه او امام زمان حضرت حجة بن الحسن (عج)است و به همين جهت شما را صدا زدم كه او را زيارت كنيد كه متأسفانه وقتي كه شما آمديد، آن حضرت از در اطاق بيرون رفت.
مرحوم حاجي نوري در نجم الثاقب مي‌نويسد: « علي بن عيسي اربلي مي‌گويد من قضيه را از غير پسرانش مكرر سوال كردم آن‌ها هم شيعه شدن او را تصديق كردند.»

باقي بن عطوه علوي راوي:  

   منبع:    سالنامه نورعلي نور       

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها