0

كرامات امام زمان (عج)

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:كرامات امام زمان (عج)
سه شنبه 12 بهمن 1389  7:28 PM

چله‌نشيني در مسجد جمكران
 

«چند سال پيش در جبهه‌ي حاج عمران در حمله‌ي هوايى عراق مجروح شدم. تقريباً از تمام بدن، فلج شده بودم و توانايى حركت نداشتم. شبى مادرم به منزل ما آمد و زخم زبانى به من زد كه دلم را شكست و متوسّل به آقا امام زمان(عليه‌السلام) شدم و گفتم: اى امام زمان! يا مرگ مرا برسان و يا شفايم را از خدا بخواه!
آن شب در خواب، امام زمان(عليه السلام) را ديدم كه فرمود: «من مسجدى به دست خود بنا كرده‌ام. بيا آن‌جا متوسل شو!» و در همان حال مسجد جمكران مورد نظرم بود.
صبح كه از خواب برخاستم، نظرم عوض شد و با خود گفتم كه سال آينده به مسجد جمكران مي‌‌روم. سپس به عيادت بيمارى در بيمارستان رفتم. شب، ساعت 12 كه به منزل برگشتم، ديدم كه منزل و كليه اثاثيه‌ام در آتش سوخته است. بسيار ناراحت شدم. صبح از يكى از دوستان مبلغى قرض گرفتم و همان روز حركت كردم و به مسجد جمكران آمدم. مدت 39 روز در مسجد جمكران ماندم و به آقا خدمت مى‌كردم تا اين كه شب چهلم كه شب چهارشنبه و مصادف با شب نوزدهم ماه مبارك رمضان بود، فرا رسيد. خيلى خسته بودم و خواب مرا احاطه كرده بود. داخل يكى از كفش‌دارى‌ها رفته و خوابيدم. در خواب ديدم كه حدود ساعت يك نيمه شب است و من در حياط مسجد مشغول جمع كردن آشغال و زباله‌ها هستم كه آقايي جلو آمد و فرمود: آقا سيد! دارى نظافت مى‌كنى؟ بيا برويم داخل مسجد كمي حرف بزنيم!
قبول كردم و با او داخل مسجد شديم. ديدم كه چهار نفر ديگر هم آن‌جا هستند. نزديك آن‌ها نشستم. آقا فرمودند: آقا سيد! مثل اين كه كسالتى دارى؟
گفتم: بله آقا. در جبهه مجروح شدم.
آقا با دست مبارك خود بر سر من كشيد و فرمود: ان‌شااللّه خوب مي‌‌شوي و بعد دستى به كمر و پايم كشيد كه در عالم خواب، بسيار راحت شدم. يكى از آن چهار نفر هم حضرت على(عليه‌السلام) بود و ديگرى حضرت رسول(صلى‌الله‌عليه و آله و سلم) بود، حضرت زهرا(عليها‌السلام) هم نفر سوم بود و نفر چهارم حضرت معصومه(عليها‌السلام) بود كه داشت گريه مى‌كرد.
پرسيدم: چرا حضرت معصومه(عليها‌السلام) گريه مي‌‌كند؟
امام زمان(عليه السلام) فرمود: او شكايت دارد كه به حرم ايشان بى احترام مي‌‌كنند.
امام يك دانه خرما و قدرى آب به من داد و فرمود: بخور كه فردا مي‌خواهي روزه بگيري.
وقتى از خواب بيدار شدم ديگر از تركش ها خبري نبود و حالم خيلى خوب شده بود و راحت شده بودم».

رزمنده ايراني راوي:  

   منبع:    پايگاه اطلاع رساني امام مهدي (عج)       

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها