پاسخ به:كرامات امام زمان (عج)
سه شنبه 12 بهمن 1389 7:22 PM
الهي عظم البلاء
|
|
|
آقاي سيدمحمد جبل عامليان ساكن اصفهان، زينبيه، شهرك امام مينويسد:
در حدود آذرماه سال 1372 بود كه تحت عمل جراحي سرطان پوست از نوع ( ملا نوماها گليتات ) قرار گرفتم و فايدهاي نداشت و اين غدهي سرطاني به سرم زد و باز براي عمل نوبت زدم. خيلي مضطر شدم. به فكرم رسيد به مسجد جمكران بيايم و از وجود اقدس امام زمان (عج) كمك بگيرم.
پنج نوبت يا 6 بار به مسجد آمدم و آن شبها را تا صبح ماندم و بعد از نماز صبح كه تمام شد، دعاي الهي عظم البلاء را خواندم و نوشتم و با دلي اندوهگين جمكران را ترك كردم و به بيمارستان رفتم و براي دومين عمل جراحي آماده شدم.
در حال بيهوشي در اطاق عمل احساس كردم مرا به تونلي وارد كردند و به سرعت ميبرند. لكن شنيدم كه ميگويند: « دعا دارد، دعا دارد » مرا متوقف كردند؛ ناگاه بزرگواري نزدم آمد كه احساس كردم وجود امام زمان (عج) است و فرمودند كه ذكر بگو.
عرض كردم: « چه ذكري؟ » فرمودند: « يا ارحم الراحمين. » در حالي كه مشغول گفتن اين ذكر بودم و احساس ميكردم از تونل بيرون ميآيم، از بيهوشي نجات پيدا كرده و به هوش آمدم و به حمدالله شفا گرفتم و الآن كه ماهها از اين عمل ميگذرد، هيچ ناراحتي ندارم.
|
| سيدمحمد جبل عامليان |
راوي: |
منبع: سالنامه نورعلي نور