فروغ ديده نرگس
سه شنبه 12 بهمن 1389 1:13 PM
شاعر / نويسنده : محمود شاهرخي موضوع :اشعار در زمينه اهل بيت (ع) شكفت غنچه و بنشست گل به بار، بيا! دميد لاله و سوري ز هر كنار، بيا! بهار آمد و نشكفت باغ خاطر ما تو اي روانِ سحر! روح نوبهار! بيا! مگر چه مايه بود صبر، عاشقان تو را؟! ز حد گذشت دگر رنج انتظار، بيا! ز هر كرانه، شقايق دميده از دل خاك پي تو تسلّي دلهاي داغدار، بيا! ز عاشقان بلاكش، نظر دريغ مدار فروغ ديده نرگس! به لالهزار بيا! ز منجنيق فلك سنگ فتنه ميبارد مباد آن كه فرو ريزد اين حصار، بيا! يكي به مجمع رندان پاك باز، نگر! دمي به حلقه مردان طرفه كار، بيا! به سوي غاشيهداران مير عشق، ببين! به كوي نادره كاران روزگار، بيا! چه نقشها كه بنشستند به صحيفه دهر ز خونشان شده روي شفق نگار، بيا! طلايهدار تواند اين مبشّران ظهور به پاس خاطر اين قوم حق گزار بيا! درين كوير كه سوزان بود روان سراب تو اي سحاب كرم! ابر فيض بار بيا! ز دست برد مرا، شور عشق و جذبه شوق قرار خاطر بي قرار بيا! |