0

شهيد علي رضائيان

 
alimoradis
alimoradis
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 7040
محل سکونت : آذربايجان غربي

شهيد علي رضائيان
دوشنبه 11 بهمن 1389  10:24 PM

زندگينامه شهيد علي رضائيان
فعاليتهاي سياسي و مذهبي
فعاليتهاي شهيد بعد از پيروزي انقلاب
حضور در جبهه هاي جنگ
گذري بر زندگاني شهيد
ويژگيهاي اخلاقي شهيد
شوق وصال
بخشي از وصيتنامه شهيد
نحوه شهادت
شاهد تاريخ
 
به سال 1326ه.ش در خانواده اي مذهبي در فيروز آباد تهران به دنيا آمد و پس از مدتي همراه خانواده‌اش به شهر اصفهان عزيمت و در آنجا سكني گزيد. او به دليل مشكلات اقتصادي روزها كار مي‌كرد و شبها به تحصيل مي‌پرداخت و اين روال را تا پايان دوره ابتدايي ادامه داد. پس از تحصيل دوران ابتدايي ، پدرش براي پرورش روحيه مذهبي ، او را به محضر يكي از علماي اصفهاي فرستاد تا روح تشنه وجودش را به زلال معرفت الهي شاداب نمايد. وي از كودكي علاقه‌مند به فراگيري قرآن بود و صوت و لحني دلنشين داشت.آشنايي ايشان با معارف غني اسلامي تنها به انس با قرآن محدود نمي‌شد، بلكه بوستان روحش با عطر گلواژه هاي تالي قران كريم (نهج البلاغه)‌مصفا بود و مقدار زيادي از نهج البلاغه را حفظ بود.  اين شهيد عاليقدر از فقر و تنگدستي مردم در رنج بود و در آمد اندك خودر ا كه از راه بنايي به دست مي‌آورد در جهت بهبود معيشت افرادي كه با آنان سرو كار داشت صرف مي‌كرد.
 
شهيد رضائيان طي مسافرتي به تهران، در منزل شهيد آيت الله سعيدي به كار ساختمان سازي مشغول شد و در همين ايام ، شديدا تحت تاثير آن شهيد گرانقدر قرارگرفت. ايشان در اين مورد مي‌گويد: ارتباط با شهيد سعيدي ، شعله هاي خشم درون مرا عليه رژيم پهلوي بر افروخت. به گونه اي كه شجاعانه به افشاگري جنايتها و خيانتهاي دستگاه طاغوت مي‌پرداختم. بر اين اساس شهيد رضائيان مبارزه دامنه داري را عليه رژيم پهلوي شروع كرد ودر دوره سربازي ، بارها تحت تعقيت قرارگرفت. او كه از تسلط بيگانگان بر مقدرات كشورمان سخت به تنگ آمده بود. با الهام از افشاگريها و رهنمودهاي حضرت امام ( قدس سره) مفاسد و بدبختيهايي را كه به خاطر تصويب لايحه كاپيبولاسيون دامن گير ملت اسلامي ايران شده بودبه ديگران گوشزد مي‌كرد. شهيد رضائيان در پخش اعلاميه‌هاي حضرت امام خميني (ره) نقش به سزايي داشت و براي آنكه شناسايي نشود ، منزل مسكوني خود را دائما تغيير مي‌داد. او با تشكيل جلسات مذهبي و در اختيار قرار دادن كتب اسلامي و انقلابي، جوانان مستعد و مذهبي را با معارف الهي آشنا مي‌كرد. ايشان با همكاري شهيد محمد منتظري دامنه فعاليتهاي انقلابي خود را عليه رژيم طاغوت به كشورهاي همسايه كشاند و بدين گونه نقش مهم و موثري در جهت افشاي چهره كريه رژيم پهلوي ، در خارج از مرزها داشت. او با برقراري ارتباط با خارجيان مقيم اصفهان و چاپ اعلاميه به زبانهاي خارجي براي افشاي ظلم و جنايات حكومت طاغوت و بيداري افكار عمومي ، از هيچ كوشش فروگذار نكرد.
 
همزمان با پيروز انقلاب اسلامي شهيد رضائيان به همراه عده‌اي از برادران حزب الله مبادرت به تشكيل كميته دفاع شهري اصفهاي كرد و با تشكيل سپاه در شهرستاهاي داران، فريدن، خوانسار و مباركه بود. شهيد رضائيان در اوايل سال 1359 با تعدادي از برادران سپاه به كردستان مامور شد و با رشادتهاي خود در آزاد سازي شهر سنندج نقش مهمي را ايفا كرد. در يكي از درگيريها بر اثر اصابت گلوله از ناحيه سر و گلو، به شدت مجروح گرديد و مدتها در بيمارستان حالت اغماء داشت.
 
شهيد رضائيان در سال 1360 ( قبل از عمليات فرمانده كل قوا، خميني روح خدا‌به جبهه دارخوين اعزام شد،كه بر اثر جراحت شديد ، به پشت جبهه منتقل گرديد. پس از بهبودي نسبي به سمت مسئول معاونت عمليات سپاه منطقه 2 اصفهان منصوب گرديد و تا دي ماه 1361 در همين مسئوليت باقي ماند. بعد از آن به درخواست سردار رحيم صفوي به تهران آمد و در ستاد مركزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به عنوان يكي از معاونتهاي طرح و عمليات مشغول به كار شد سپس مامور راه اندازي قرارگاه مقدم حمزه(ع) در منطقه غرب گرديد. شهيد رضائيان فعاليت خود را از يك رزمنده عادي در روزهاي اول جنگ كردستان شروع كرد و مرحله به مرحله ، همزمان باگذشت زمان ، مراتب مختلف فرماندهي را با موفقيت پشت سر گذاشت، تا به فرماندهي قرارگاه عملياتي حمزه سيد الشهداء(ع) منصوب گرديد. هنگامي كه ايشان به مريوان آمد،‌تعدادي از يگانها از جمله لشكر 14 امام حسين ( ع) و لشكر 8 نجف اشرف در منطقه حضور داشتند و از اينكه قرار بود تحت فرماندهي او عمليات والفجر 4 را انجام دهند،‌اظهار رضانت مي كردند . در زمان كوتاهي اركان ستادي اين قرارگاه به همت ايشان شكل گرفت و مجموعه معاونتها در جهت آماده سازي عمليات فعال شدند. شهيد رضائيان انسان دقيق و منظمي بود و همواره سعي مي كرد سنجيده عمل كند. قبل از هر تصميمي با بسيج عناصر اطلاعاتي ، آخرين وضعيت دشمن را از جنبه‌هاي مختلف به دست مي‌آورد و بر اساس استعداد، تجهيزات و توان رزمي دشمن، به كمك طرح و عمليات و نظر خواهي از فرماندهاي ، چگونگي انجام عمليات و مراحل آن را طراحي مي كرد. از اين به بعد همه توجه ايشان روي كيفيت سازماندهي نيروها و آرايش و مانور يگانها بر اساس نوع ماموريتشان بود. از ظرافتهايي كه ايشان در عمليات داشتند، بررسي و كنترل طرح مانور گردانهاي عمل كننده يگانها بود. اين فرمانده دلاور و دلسوز اسلام ، قبل از هر عمليات فرماندهان تحت امر را در خصوص رسيدگي به نيروها توجيه و براي افزايش روحيه معنوي آنان سفارش زيادي مي كرد. تلاش همه جانبه وي در عمليات حماسه آفرين والفجر4 در موفقيت رزمندگان اسلام بسيار موثر بود و مي‌توان گفت بخش مهمي از پيروزي حاصله در دشت شيلر مديون زحمات شبانه روزي اين شهيد عزيز بود.
 
تولد در فيروز آباد تهران. تاثير از شهيد آيت الله سعيدي در تهران ( در منزل شهيد به كار ساختماني اشتغال داشت) مبارزه بر عليه رژيم پهلوي. موسس سپاه پاسداران شهرستاهاي داران، فريدن، خوانسار و مباركه. اعزام به كردستان و آزادسازي سنندج از دست اشرار. معاونت سپاه منطقه 2 اصفهاي تا دي ماه 1361حضور در تهران با پيشنهاد سردار رحيم صفوي. ماموريت براي راه‌اندازي قرارگاه مقدم حمزه(ع) در منطقه غرب. فرماندهي قرارگاه عملياتي حمزه سيدالشهدا(ع) شهادت در آبانماه 1362 قبل از مرحله سوم عمليات والفجر 4.
 
شهيد رضائيان از مصاديق عملي و الگوي يك فرمانده سپاه اسلام بود. هر كس حتي براي مدت كوتاهي با ايشان و تحت فرماندهي‌اش انجام وظيفه مي‌كرد. با تمام وجود آن را احساس مي‌نمود. توانمندي وشخصيت والاي شهيد رضائيان در حدي بود كه نقل مي‌كنند در روزهايي از عمليات والفجر 4 در حالي كه منطقه عملياتي مورد بازديد سردار فرماندهي محترم كل سپاه قرار مي‌گرفت. ايشان خطاب به برادران حاضر اظهار مي‌دارندكه  مابايد فرماندهي جنگ را به دست افرادي چون ايشان ( شهيد رضائيان ) بسپاريم. جلسه‌اي با حضور ايشان نبودكه بر پا شود و ذكر قران و حديث و دعا در آن فراموش شده باشد، حتي اگر وقت هم ضيق بود. اين امر صورت مي‌گرفت. در ظواهر فردي ، آن گونه بود كه اگر نا آشنا و تازه واردي به جمع آنها مي‌پيوست ايشان را با رزمنده عادي تميز نمي داد. او فردي منظم ، دقيق و سخت كوش بود و در قبول و انجام كارهاي سخت از ديگران سبقت مي‌گرفت. عموما سعي مي‌كرد با نيروها بر سر يك سفره غذا بخورد. فردي رئوف، مهربان و رفيق القلب بود. شبها تا همه به خواب نمي‌رفتند. نمي‌خوابيد. پس از اطمينان از به خواب رفتن افراد ، به سنگرها سركشي مي‌كرد و چنانچه رزمنده‌اي بدون روانداز خوابيده بود، روي او را مي‌پوشاند. شهيد رضائيان در بعد عبادي مقيد، اهل تهجد و راز و نياز عاشقانه با خدا بود. هرگز نماز شب را ترك نمي‌كرد و فردي خود ساخته و مهذب بود و شديدا مراقب اعمال و رفتار خود بود. در انجام واجبات كوشا و در پرهيز از محرمات و ارتكاب گناه ، حتي صغيره، دقت نظر داشت. در كارها از مشورت ديگران استفاده مي‌كرد و روحيه انتقاد‌پذيري بالايي داشت. شهيد رضائيان در كنار فعاليتهايش ، غافل از تحصيل علم نبود و مخصوصا به مطالعه علوم قرآني و نهج البلاغه علاقه زيادي داشت. يكي از فرماندهان مي‌گويد: قبل از عملياتفرمانده كل قوا، خميني روح خداهمه ما را جمع كرد و فرمايشات مولا امير المومنين حضرت علي ( ع)‌از نهج البلاغه را در خصوص صفات رزمندگان را بر ايمان قرائت و ترجمه نمود. ايشان آشنايي بسياري با احاديث و روايات داشت و ده جزء قرآن مجيد را حفظ بود. فرزندان خود را در انجام فرايض و يادگيري علوم قرآني با زباني شيرين توام با بيان احاديث و اهداي جايزه، تشويق و ترغيب مي ‌رد. او با پدر و مادر خود رفتاري متواضعانه داشت.شهيد رضائيان در حفظ بيت المال دقت و توجه خاصي داشت و با ابنكه ماشين سپاه در اختيارش بود، اما در كارها از موتور سيكلت شخصي استفاده مي‌كرد.
 
آن دشنه‌ها مي‌وزيدند، آن دشنه‌هايي كه هر بار /بر شانه‌هاي صبورم ، نعش برادر كشيدند/آه اي دل من! دل من! برخيز و شيون رها كن!/شمشيرهاي شكسته، از داغ تو سركشيدند/هرجا كه خون بود گشتيم ، ناباورانه گذشتيم/ديديم جا مانده‌ايم آه! دريادلان پر كشيدند/امشب پريشان خاطر و دلتنگ هستم/دلتنگ بوي جبهه ، بوي جنگ هستم/دلتنگ شور و حال شبهاي غريبي/دلتنگ عطر خيس قرآنهاي جيبي/كو لاله‌هايي كه سراسر داغ بودند؟/حيثيت گل ، آبروي باغ بودند/آنان كه دريا وامدار روحشان بود/خورشيد، زخم سينه مجروحشان بود/آنان كه اخلاص عمل قديسشان كرد/آنانكه باران شقايق خيسشان كرد/رفتند آنان ، ليك تيغي سرخ مانده ست/اين تيغ را در دل ، دريغي سرخ مانده ست /اين تيغ، طعم خون ئ باران را چشيده ست/اين تيغ فكر ننگ و مام هود نبئده ست/اين تيع، آب از غيرت عباس خورده /دست حبيب ابن مظاهر را فشرده /اين تيغ ، پيموده ست آداب طلب را /بوسيده دستان حسين تشنه لب را /اين تيغ را باند دوباره اب دادن /از خون سرخ يك ستاره اب دادن/اين تيغ كه آوازه خوان خشم رعداست/در انتظار دستهاي نسل بعد است
 
اين همه خوني كه براي اسلام ريخته شد و اين همه جواناني كه فداي اسلام شدند را دست كم نگيريد و بدانيد كه سستي و كاهلي نزد خداوند متعال مسئوليت دارد. سعي كنيد دوستي و دشمني شما بر اسايس حق باشد، از تقصير افراد زود در گذريد و زياد سخت گير نباشيد. هيچ دوستي بهتر از قرآن نيست ، رفاقت با او را ترك نكنيد. سعي كنيد آن را خوب فرا گيريد، خوب تلاوت كنيد، خوت عمل نماييد و خوب به ديگران ياد دهيد، حتي اگر يك نفر باشيد.
 
قبل از مرحله سوم عمليات والفجر 4 ،( آبانماه 1362) هنگامي كه براي شنايايي و بررسي منطقه عملياتي به همراه چهار تن از فرماندهان و مسئولين قرارگاه به دامنه‌هاي جنوبيارتفاعات لري رفته بودند،‌در حين صعود به قله ارتفاع لري به علت عدم پاكسازي كامل منطقه ، روي مين رفته و به شدت مجروح شد. مسئول وقت اطلاعات قرارگاه چنين نقل مي‌كند: وقتي بالاي سر او رفتم ، ديدم به علت تركش زيادي كه به بدنش خورده بود،‌جانسوزانه ناله مي كرد. باديدن چنين حالتي ياد خاطرات زندان او افتادم كه براي ما تعريف مي كرد. او مي گفت: همگامي كه مامورين ساواك يكي از مبارزان مسلمان را با بخاري برقي شكنجه مي دادند آيه يا نار كوني بردا و سلامارا قرائت مي كرد. اين خاطره را به نادش اوردم . ايشان ارام شد تا اينكه او را به سختي به پشت جبهه منتقل كردند. در بيمارستان بود كه به آرزوي ديرينه خود رسيد و به لقاء معبود و معشوقش نايل گشت ودر ياي متلاطم روحش به كرانه وصال ،آرامش گرفت.
 

خون شهيدان كه قلب گرمشان دراسمان شهر جنايت به خون نشست بگذار كه همت والايشان را بستائيم و غيرت و تقوايشان را ، شايد كه روز مرگي مان را از تن به زدائيم. بگذار جاودانگي شهيدان عشق را كه درقربانگاهها به شهادت ايستادند،ما نيز شاهد شويم كه شهيدان پيام خويش را سرخ سرخ در سينه هاي ما نگاشتند،با كه مرگ بي‌ثمر و بي‌رنگ را به جاودانگي شهادت بدل كنيم .آنان قلبهاي لبريز از عشق و صداقتشان را كريمان ارزاني كردندو خشماهنگ با بيداد در افتادند تاكه عجزو حقارت را در اندرون تك تك ما فرو شكنند. اگر ايمانشان را براي ابر به ما هديه كردند،اگر ايستاده مردن را به ما آموختند،چه ناسپاسي نامردانه ايست كه بي‌يادشان شب را به سر آريم و بي‌نامشان روز را بي آغازيم. چه كسي كربلاي سالار ما حسين(ع)را دوباره بپا كرد؟لحظه‌هايي كه زبان در كام مانده‌مان قادر به اعتراض نبود،و شرافت و تقوي ،شعرو غيرتمان به غارت مي‌رفت،كدامين تن در ظهر بلوغ عصيان سرخي عاشورا را به چشمان بي‌نورمان تاباند و جز شهيد چه كسي باور كرد،كه زندگي در غلظت سياه شب تنها فريب خويش است؟اينك تو اي به هر محرم شاهراي به هر عاسورا شهيد، اي به هر كربلا قرباني ، بر خويشتن به بال كه امروز خون سرخ تو در كوچه‌ها مي‌جوشد. اين قلب توست. اين همه را بنگر و بر خويشتن به بال  اينك در قلب تك تك ما يك شهيد يك شاهد بي‌شكست، بي‌پايان ، بيدار و بيدار تر نشسته است و ما را با شهيدان پيوندي هميشگي است.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها