پاسخ به:طب قدیم امامفید
سه شنبه 12 بهمن 1389 12:42 PM
عناصر اربعه چيست؟
رحمت خداوند برپيشينيان و نياكان ما كه با گذاشتن سالها عمر خود گنج گرانبهايي را براي ما به ارمغان گذاشته اند لكن صد افسوس كه در بوران تكنولوژي جديد مدفون و از چشم ما پنهان شده است.
اين عناصر عبارتند از:
آتش – هوا – آب – خاك
قدما معتقد بودند كه عناصر فوق ساده و غير قابل جمع بوده و هركدام در جايگاه مخصوص بخود هستند اين جمله را مي توان چنين تفسير نمود كه بعلت وزن مخصوص هركدام عملاً تركيب اين عناصر با هم امكان نداشته و يا تداوم نخواهد داشت و بر اساس همين وزن مخصوص است كه جدايش خاك از آب ، آب از هوا و هوا از حرارت را شاهد هستيم.
اما به حكم تقدير خداوندي است كه اين عناصر با هم براي مدتي در يك جسم مركب مثل سنگ، درخت، انسان و ساير موجودات تركيب و سازگار ميگردند و بر اساس همين بينش است كه همه چيز بجز ذات مقدس الهي است كه فاني است و دوام ندارد و بعد از مدتي متلاشي خواهد شد. و اين دليل و برهاني است بر وجود جهاني ديگر و يا وجود و معاد. اين بينش يك بينش اسلامي است كه قابل دفاع مي باشد.
ميزان و درصد وجود اين عناصر در موجودات متفاوت است و اين تفاوت هم باعث مي شود كه شاهد تنوع موجودات متنوعي در جهان خلقت باشيم. مثلاً انواع واقسام سنگ ها و معادن حاصل تنوع در تركيبات داخلي آنهاست كه سنگ هاي خاصي را شكل ميدهد.
عناصر اربعه در انسان:
انسان به عنوان يك جسم مركب نيز از عناصر فوق تشكيل شده است كه معادل عناصر فوق در طب جديد نيز لغاتي داريم:
آتش: يعني حرارت ، 37 درجه حرارت بدن دمايي است كه از ديد طب جديد شدت حرارت توصيف مي شود و اين همان آتش از ديد اطباء قديم است.
هوا: يعني اكسيژن و ساير گازهايي است كه هرلحظه تنفس نموده و اين مولكول ها بوسيله خون به سلولهاي بدن رسانيده و موجب احتراق مواد غذايي ورشد سلولي ميشوند.
آب: رطوبتي است كه در بدن حاكم بوده و بالغ بر 70 درصد از بدن را تشكيل ميدهد. رطوبت در خون، دهان،معده و روده، رگها و اعضاء و جوارح نشاندهنده وجود آب در بدن است.
خاك: خاك از عناصر بيشماري تشكيل شده است كه در بدن بصورت كلسيم، منيزيم، آهن،روي، و .... ديده ميشود كه بدن ما بوسيله خوردن غذاهاي گياهي و حيواني از اين عناصر بهره مند مي شوند.
اگر ملاحظه شود تمامي اجزاء بدن انسان بجز " روحيات و نفسانيات" در اين چهار عنصر ميگنجند ولكن چون در قديم ابزار سنجش وآناليزورهاي فعلي وجود نداشت به همان چهار عنصر فوق به عنوان يك مبنا بسنده كرده اند.
" يك نكته: حال دريافتي كه انسان چرا فاني است و چرا روح درقالب اين چهار عنصر قرار نميگيرد و چرا كل من عليها فان"
موقعيت و جايگاه اين عناصر و همسايگي آنها:
قدما مي فرموده اندكه:
خاك جايگاهي زيرين داشته ، آب در بالاي آن قرار داشته و بالاتر از آن هوا و در اوج همه آتش قراردارد. ( اثبات اين ذهنيت حكما را در وزن مخصوص آنها بيابيد)
لذا آتش در همسايگي هوا وخاك است.
هوا در همسايگي آتش و آب است
آب در همسايگي عوا و خاك است
خاك در همسايگي آتش و آب است.
اما:
طبيعت اين چهار عنصر: قدما مي فرموده اند:
آتش طبيعتي گرم، سوزنده و خشك دارد بطوريكه هرچه در اطراف خود دارد را همه مي گدازد و به طبع خود در آورد يعني طبيعتي كننده و فاعل دارد و به عبارتي اثرگذارنده
هوا طبيعتي گرم و تر دارد. گرمايش لطيف تر از گرماي آتش است به لحاظ نزديكي به آب و رطوبتي كه از آن ميگيرد
آب طبيعتي سرد وتر دارد
خاك طبيعتي سرد و خشك دارد.