شعر شاعران
یک شنبه 10 بهمن 1389 10:48 AM
تا کی پیاده رو شوم عابر نمیشوی
عابرشوم به شکل معابر نمیشوی
همه از تن مترسکی ام دل نمیکنی
هم در کنار خود متصور نمیشوی
روزی دلت اگر بخواهد میپرستمت
من حاضرم به کفر تو حاضر نمیشوی
اینهاکه چشم نیست تو داری بگوچرا
با این دو شعله ساعقه ساحر نمیشوی؟
شلاق عاشقی همه را رام میکند
حتی تو را که بظاهر نمیشوی
خدا همیشه با من است