بازشناسي حروف و الگو
شنبه 9 بهمن 1389 11:34 PM
بازشناسي حروف و الگو
تا اينجا گفتيم تصوير صفحهاي كه در آن حروف به طور جداجدا (هر حرف داخل يك كادر) نوشته شده است، به وسيلة اسكن وارد رايانه ميشود. مرحلة بعدي اين است كه حروف بازشناسي شوند، يعني مكان آنها از ديگر خطوط (مثل خطوط كادري كه داخل آن نوشته شده) بازشناسي شود، و اگر متن پيوسته تايپي است، حروف جدا شوند و زوايد تصوير حذف شود. مثلاً اگر دانشآموزي «س» را به گونهاي نوشت كه بيرون از كادر بود، به رايانه بفهمانيم كه بيدقتي شده است او بايد همان حرف داخل كادر را بخواند.
در مرحلة بعدي كه «بازشناسي الگو» نام دارد، با تعدادي شرط ميشود فهميد كه مثلاً حرفي «الف» است يا نه، و رايانه تشخيص ميدهد كه حرف «پ» است يا «ب». براي اين تشخيص لازم است كه تصوير حرف «الف» با الفهاي نمونه ــ كه قبلاً به رايانه داده شده است ــ منطبق شود. الفباي نمونه قبلاً از روي يك مجموعه بزرگ آموزشي تهيه شده و ويژگيهاي مشترك از آن استخراج شده است. اما از آنجا كه تنوع صورتها نوشتاري يك حرف به صورت دستنويس بسيار زياد است، مدلي آماري استخراج ميشود كه در آن شباهت ويژگيهاي استخراج شدة قبلي با نمونه ورودي به رايانه بررسي ميشود. در اينجا «بازشناسي الگو» با روشهاي آماري انجام ميشود كه روش معمول در سيستمهاي OCR است.
اگر فكر ميكنيد كه كار تمام شده است در اشتباهيد، چون تازه ميرسيم به دنبالة حروف. مثلاً اگر كسي همان حرف «س» را با دنباله بنويسد، رايانه بايد تشخيص دهد كه اين حرف فقط «س» است، يا مثلاً «ي» هم به آن چسبيده است.