0

مترسک

 
alimoradis
alimoradis
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 7040
محل سکونت : آذربايجان غربي

مترسک
شنبه 9 بهمن 1389  8:04 PM

يک بار به مترسکی گفتم:

لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای ؟

گفت لذت ترساندن عمیق و پایدار است و من از آن خسته نمی شوم

و من اندیشیدم و گفتم،درست است،چون من هم مزه ی این لذت را چشیده ام.

گفت:تنها کسانی که تنشان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند.

آن گاه من از کنار او رفتم و ندانستم که منظورش ستایش من بود یا خوار کردن من.

یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد!

هنگامی که از کنار او گذشتم دیدم دو کلاغ در کلاهش لانه می سازند.

                                                          جبران خلیل جبران


 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها