0

داستان راسخونی

 
iman_karbala
iman_karbala
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : متنتا

پاسخ به:داستان راسخونی
چهارشنبه 20 آبان 1388  7:54 AM

تو همین حین بود وجدان خوب (مسئول روابط عمومی) امد به سراغش و گفت تو سعی خودتو انجام بده آخه بچه های روابط عمومی سرتا پا  ، با جون و دل دارند کارهای همایش را پیگیری می کنند و تو نباید به وجدان خبیست گوش بدی. پس پسرک ....

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها