0

داستان راسخونی

 
rassool
rassool
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1387 
تعداد پست ها : 471
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:داستان راسخونی
سه شنبه 19 آبان 1388  4:00 PM

اما پسرک میخواست انتقاد کند . اما نمی دانست صدایش را کجا و به گوش چه کسی برساند.
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها