پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389 2:20 PM
يك آرزو
قبل از عمليات والفجر، من در گردان يا رسول (ص) بودم. حاج بصير به من گفت: شما نبايد به خط مقدم برويد. من معترض شدم و گفتم به چه علت؟ منبع: ماهنامه سبزسرخ - صفحه: 3
در جوابم گفت: «شما پيرمرد هستيد و بهتر است در پشت جبهه بمانيد». من ناراحت شدم و رو كردم به او و گفتم: «پس اعلام كنيد كه پيرمردها به جبهه نيايند. چون به درد جنگ نميخورند.
حاجي خنديد و گفت: «حضور شما تا همينجا هم قابل تقدير و تشكر است، شما روحيهبخش رزمندگان هستيد».
راستش را بخواهيد من قبول نكردم و از گردان حضرت رسول (ص) به گردان امام محمدباقر (ع) رفتم. فرماندهان آن گردان هم نظرشان اين بود كه به خط مقدم نروم، ولي آنها را متقاعد كردم كه عازم خط بشوم. وقتي به ابوفلفل رسيديم ما چند نفر بوديم. شروع كرديم به سر و صدا كردن كه بايد ما را به عمليات ببريد. خلاصه من و چند نفر ديگر را به آموزش امدادگري فرستادند تا آموزش ببينيم، سپس به گردان امام حسين (ع) منتقل شديم.
راوي: حاج آقافتح اللهي