پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389 2:18 PM
يا مولا حسين (ع)
عمليات كربلاي 8 بود. من سه الي چهار متر با داوود فاصله داشتم. در ميان راه داوود با بيسيم تماس گرفت تا موقعيت منطقه را بپرسد. ما سه نفر بوديم. از زمين و آسمان آتش ميباريد. تماس قطع شد. داوود سعي داشت دوباره با حاج اصغر صحبت كند. صداي سوت خمپاره مرا به فرياد واداشت. منبع: كتاب سفر عشق
حاجي! مواظب باش خمپاره؛ و خودم بدون لحظهاي تأمل روي زمين خوابيدم. وقتي برخاستم تركش خمپارهي 81 سرش را از بدنش جدا كرده بود.
تن بي سر داوود مقابلم بود. از گردنش خون ميجوشيد و من فقط توانستم فرياد بزنم. يا امام حسين (ع).... يا مولا حسين. خدايا... خدايا....