پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389 1:50 PM
ميعادگاه باغ
اولين روزهاي شروع حملهي عراق بود كه همراه گروهي از نيروها به منطقهي "عينخوش" رفتيم. دانيال لياقتضر پسرعمويم همراه با چهارده، پانزده نفر ديگر با سلاحي از قبيل كاليبر 50 و تيربار ژ_3، اعزام شدند و در باغ شمارهي 9 در نزديكي عينخوش مستقر گشتند.
چند ساعت پس از استقرار آنها دشمن متوجه وجودشان ميشود و باغ را زير آتش ميگيرد. نيروها ميبينند كه ماندن مشكل است بنابراين عدهاي از آنان برميگردند و تعدادي ديگر از جمله دانيال و قاسم عزلت ميمانند و ميگويند:
_ ما برنميگرديم، مگر اينكه چند تا از تانكهاي عراقي را منهدم كنيم... عراقيها با آتش توپخانه به آنها حمله ميكنند و بچههاي ما هم به مقابله ميپردازند و تعداد زيادي از نيروهاي دشمن را به هلاكت مي رسانند. آنقدر مقاومت از خود نشان ميدهند كه دشمن باغ را آتش ميزند و بر سر آنان مي سوزاند.
آن طور كه شاهدان اين ماجرا كه چهار سال بعد نقل ميكردند، آتش از باغ زبانه ميكشيد. بچهها همه شهيد ميشوند و دشمن باز آنها را رها نميكند و سر همهي آنها را از بدنشان جدا ميكند و ميروند و حتي شهيد دانيال را هم انگشتش را ميبرند تا انگشترش را دربياورند.
منبع: كتاب تفحص - صفحه: 178