0

روزي جنگي بود 5

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389  1:50 PM

ميدان مين

شب بود. عمليات والفجر 4 خورده بوديم به ميدان مين. وسط ميدان مين كسي نشسته بود و بچه‌ها را به جلو هدايت مي‌كرد. برايم عجيب بود كه چرا اين‌جا نشسته. تا كنارش رسيديم كنجكاو شدم و گفتم چرا خودت جلو نمي‌روي؟ وقتي ديد خيلي اصرار دارم گفت: سرت را پايين بياور.
سرم را خم كردم گفت: «بابا من پاهام قطع شده نگذار بچه‌ها بفهمند، روحيه‌شان خراب مي‌شود».
   

منبع: ماهنامه وصال  

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها