0

روزي جنگي بود 5

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389  1:50 PM

مولا

سيد اسدالله عاشق رفتن بود. شب قبل از شهادتش گفت: «در عالم خواب امام معصوم (ع) را زيارت كردم. وارد سالن شدم، همه خوشحال و هيجان‌زده بوديم. مولاي ما كم كم جلو مي‌آمدند و دست روي شانه‌‌ي بعضي‌ها مي‌زدند و مي‌فرمودند: «فلاني تو شهيد مي‌شوي در حالي‌كه جاي لمس دست ايشان را احساس مي‌كردم، از خواب بيدار شدم».
حسينيان همان شب در ميان آتش سنگين دشمن گم شد. پيكر پاك او در منطقه باقي ماند و كوچك‌ترين اثري از او پيدا نشد.
   

 

 

منبع: كتاب نوازشگران جان  

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها