پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389 1:47 PM
معماي بازو
توي گرماي 50 _ 40 درجهاي تابستان جنوب، آستين بلند ميپوشيد. موقع خواب هم حتي حمام كه ميرفت لباس آستين بلندش را درنميآورد. شبها كه براي نماز شب بلند ميشد توي دعا ميگفت: «خدايا قديما رو بيخيال شو، خدايا اگه طلبيدي مارو، بيدست بپذير.»
و اين قصه براي خودش معمايي شده بود.
تيز قناسه كه پيشانياش را بوسيد، آستينش را بالا زدم روي ساعد و بازويش خالكوبي شده بود.
منبع: كتاب روزگاري جنگي بود - صفحه: 11