پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389 1:31 PM
كمپوت
كمپوت گيلاس و كنسرو مرغ از جمله تنقلاتي بودند كه بعد از آن يا عمليات بود و يا پيادهرويهاي طولاني. براي اينكه اين دو خوردني بدون دردسر بدستمان بيايند، چند روزي خودم را با معنويت و به اصطلاح «نوربالا» نشان دادم.
پس از چند روز كه كمپوت و كنسروها رسيدند، چند كمپوت گيلاس را ديدم و در فرصتي مناسب برچسب كمپوتهاي سيب را با برچسب كمپوت هاي گيلاس عوض كردم. هنگامي كه كمپوتها را توزيع ميكردند، من در ميان تعجب همه كمپوت سيب را برداشتم و در مقابل چشمان گرد بقيه كه ديدند جاي كمپوت سيب، گيلاس، است شروع به خوردن كردم.
وقتي كه تمام شد نتوانستم جلوي خودم را بگيرم و جريان نوربالا لو رفت. كساني كه كمپوت گيلاس به دست آورده بودند به هوا ميپريدند و كساني هم كه كمپوت سيب داشتند هرچه دم دستشان بود به طرفم پرتاب كردند.
منبع: ماهنامه سبزسرخ - صفحه: 7