0

روزي جنگي بود 4

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389  1:26 PM

قصه‌ ي عطش

در اتاق بازجويي غوغا بود. همه‌شان فرياد مي‌زدند: «حرس خميني» (پاسدار خميني)؛ اما آن پاسدار شجاع هيچ نمي‌گفت. از لشگر 11 اميرالمؤمنين (ع) بود.
فقط گفت: «كمي آب به من بدهيد. يكي از آن‌ها از اتاق خارج شد. پس از چند ثانيه بازگشت. دهان پاسدار دست بسته را باز كرد و قير داغ را در دهانش ريخت.
جسد پاكش را چند دقيقه بعد براي ما هديه آوردند.
   

منبع: كتاب شهداي غريب  

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها