0

روزي جنگي بود 4

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389  1:24 PM

فقط به فاصله ي چند لحظه

سال 65 بعد از طي دوره‌ي آموزشي در پادگان ظفر ايلام به خط پدافندي مهران خط مواصلاتي رفتيم. شب دوم نگهبان بودم و دهانم با خوردن آجيل مي‌جنبيد. برادر پاسبخش كه به نگهبان‌ها سركشي مي‌كرد به محل پست من رسيد.
طبق معمول ايست دادم و اسم شب را پرسيدم و بعد از چاق سلامتي او به راهش ادامه داد. هنوز چند قدمي نرفته بود كه ايستاد و صدا زد برادر محمد! بيا اين‌جا ببينم.
نزديك رفتم و داشتم مقداري آجيل به او مي‌دادم كه خمپاره‌اي درست داخل سنگرم خورد و همه‌ي وسايل از جمله بند حمايل كلاكاسكت، كوله‌پشتي، و كيسه خوابم را سوزاند، فقط و فقط به فاصله‌ي چند لحظه.
   

منبع: سررسيد سال 84 جبهه فرهنگي حزب الله  

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها