پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389 1:22 PM
فدايي حضرت زهرا (س)
مجروح شده بوديم. بدجوري درد ميكشيديم. تكانهاي شديد آمبولانس كه به سرعت از جادهي وسط درياچهي ماهي شلمچه عبور ميكرد مزيد بر علت شده بود. منبع: سررسيد سال 84 جبهه فرهنگي حزب الله
كنارم دو زخمي كم سن و سال ديگر هم بودند كه حال يكي از آنها خيلي خراب بود. از درد به خود ميپيچيد. با اين حال سعي ميكرد به دوستش روحيه بدهد.
من اين را وقتي فهميدم كه دوستش داشت از او ميپرسيد: شما چي شدي؟ و او جواب داد: «هيچي، فداي حضرت زهرا (س) شدهام!» با شنيدن اين جمله انگار برق مرا گرفت، داغ شدم. از آن لحظه به بعد من هم سعي ميكردم كه صدايم درنيايد و آرام باشم.