پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389 1:21 PM
فارغ ازتعلقات
ناصر (جام شهرياري)(1) نامه را كه خواند، آن را پاره كرد و ريخت در آتش. گفت: «همسرم نوشته بچهها خيلي براي تو بيتابي ميكنند.» سوزاندم تا دوباره آن را نخوانم. الان موقع اين حرفها نيست. منبع: هفتمين ويژه نامه ي يادياران عطش - صفحه: 9
ناصر به كاغذهاي سوخته كه به همراه شعلههاي آتش به هوا ميرفتند، نگاهي متفكرانه كرد و گفت: «بچهها به زودي روح من نيز مانند اين كاغذها به آسمان مي رود».
1-فرماندهي گردان امام سجاد (ع)