پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389 1:21 PM
غواص عراقي
عمليات كوچكي در جزيرهي مجنون داشتيم. شريفي با اصرار به همراه ما آمد. تاريكي و سكوت عجيب و مرگباري در جزيره حاكم بود. در ميان راه به پل كوچكي رسيديم كه تنها دو نفر، آن هم پشت سر هم، ميتوانستند حركت كنند. منبع: كتاب يك سبدگل سرخ
آرام به سمت جلو حركت كرديم. ناگهان موجود عجيبي براي يك لحظه از آب بيرون آمد و به سرعت زير آب رفت. مشادهي موجود عجيب ترسي را در دل نيروها ايجاد كرد. هيچكس نميدانست اين جانور از موجودات دريايي بود يا غواص؟
شريفي بدون آنكه كلامي بگويد، به سرعت خود را به او رساند و با رشادت با او درگير شد. غواص عراقي با وجوديكه مجهز بود، در مقابل شريفي نتوانست كاري انجام دهد. شريفي نيز با سر نيزه به پهلوي او زد و او را اينگونه از آب بيرون كشيد. همهي ما با حيرت به جانور عجيب (غواص عراقي) و شجاعت فضلالله شريفي مينگريستيم.