0

روزي جنگي بود 4

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389  1:20 PM

غريبه

تركشي بزرگ به شكمش خورده بود. عراقي‌ها محل جراحتش را خوب بخيه نزده بودند. درد زيادي مي‌كشيد، گاهي تا صبح ناله مي‌كرد و كاري از دست من برنمي‌آمد. در بيمارستان تموز، بهار 1367 رنگ چهره‌اش زرد شد و ديگر رمقي نداشت.
از درد به خود مي‌پيچيد. از سر ناچاري داد و فرياد راه انداختم اما چه فايده؟ كنار تختش با خدا به راز و نياز پرداختم. پرستاران اصلاً توجهي نداشتند. نزديك‌هاي سحر بي‌هوش شد. صبح تا چشم باز كردم سراغش رفتم، اما او از زندان تن و دنيا آزاد شده بود و من هيچ‌وقت نفهميدم او كه بود.
   

منبع: كتاب روايت عشق  

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها