پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389 1:18 PM
عمليات نفوذي
«موشك ماوريك از موشكهاي گران قيمت بود و براي انهدام هدفهاي معمولي به كار نميرفت. با صداي مهيبي كه داشت، نه تنها بر نيروي دشمن شوك وارد ميكرد، بلكه وسايل و ادوات نظامي مهم از قبيل سكوي پرتاب موشك و غيره را نيز منهدم ميساخت. منبع: ماهنامه سبزسرخ
تا به آن روز، از اين موشك استفادهي عملي نشده بود و فقط وجود آن را در انبارها شنيده بوديم. آن روز چرخبالهايمان را مجهز به موشك ماوريك كرديم و قرار شد در يكي از مناطق عملياتي، كه نه نيروي خودي باشند و نه نيروهاي دشمن، چند تا از آنها را آزمايش كنيم.
به منطقهي مورد نظر كه رسيديم، ابتدا محل را بررسي كرديم. سنگرهاي متروك موجود، متعلق به عملياتهاي گذشته بود و در آن لحظه هيچ انساني در اطراف به چشم نميخورد. با انتخاب هدف اوليه موشك را شليك كرديم. صداي مهيب اصابت موشك با گرد و غبار و دود و آتش همراه بود، ولي آنچه كه در مقابل چشمان ما ظاهر شد، نه تنها باوركردني نبود، بلكه يك لحظه فكر كرديم به قول معروف قاطي كرديم!
نمي دانم تا حالا از بياباني رد شدهايد يا نه! مورچههاي سياه بزرگ در اطراف سوراخي كه در زمين كندهاند، راه ميروند. آيا ديدهايد چطور سر از سوراخشان بيرون ميآورند و به سرعت روي زمين شروع به دويدن ميكنند؟ در آن منطقهاي كه موشك ماوريك اثابت كرده بود، دقيقاً همين صحنه به وجود آمد.
عراقيهاي سياه چهره با لباسهاي سبز خال خالي، در حالي كه دو دست را روي سر گذاشته بودند، مانند همان مورچهها از سنگرها بيرون ميريختند.
از نظر كليهي محاسبات، وجود آنها در اين جا غير معقول بود. در عرض چند ثانيه چرخبالها چرخشهاي تندي خوردند؛ مثل اين كه وجود يك چنين صحنهاي، قدرت هرگونه تصميمگيري را از ما سلب كرده بود و اگر عراقيها اين را ميدانستند، به سادگي ميتوانستند ما را مورد هدف قرار داده و ساقط سازند. ولي خداوند بزرگ در دلهاي آنها رعب و وحشت ايجاد كرده بود و نه تنها هيچ عكسالعملي نشان ندادند، بلكه تسليم هم شدند.
موقعيت محل فوراً به نيروهاي زميني اطلاع داده شد و اين گروه از نيروهاي عراقي كه قصد عمليات نفوذي شبانه را داشتند، همگي به اسرات درآمدند.»