پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389 1:15 PM
عباس تشنه لب
همه تشنه بوديم. عراقيها در سوله را بسته بودند. آبي نبود، اما عباس هم تشنه بود و هم مجروح، گفت: «دارم شهيد ميشوم. به من كمي آب بدهيد. ولي من سرگردان بودم». منبع: كتاب شهداي غريب
وقتي صدايش قطع شد اشكهاي داغ بچهها بود كه بر صورتش ميچكيد:
يا عباس تشنه لب