پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389 1:14 PM
عاشوراي كربلاي 5 عمليات كربلاي 5 بود، دشمن با هليكوپترهاي جنگي خاكريز را هدف قرار داد. با هر گلولهي تانك، قسمتي از بالاي خاكريز محو ميشد. يكي دو گلولهي آرپيجي به طرفشان شليك كرديم ولي آنها وحشيتر شدند و اين بار آسمان كانال را زير آتش گرفتند. منبع: كتاب دلي به وسعت آفتاب
در همين لحظه جوان كم سن و سالي به نام طاهري سوار سكوي مخصوص توپ شد و گلولههايي به طرفشان شليك كرد. تعدادي از تانكهاي دشمن را نابود كرد. وقتي تصميم گرفت از سكو پايين بيايد، يك گلوله تانك در نزديكياش به زمين خورد. تركش گلوله سرش را جدا نمود.
وقتي به خودم آمدم، سرش درون كانال و مقابل پايم بود. ناخودآگاه سر بيتنش را بلند كردم و بوسهاي بر پيشاني خون آلودش زدم.
بچهها كه تا آن لحظه از ترس در گوشه كانال نشسته بودند، با ديدن اين صحنه با فرياد يا حسين (ع) به پا خاستند و با همان سلاحهاي سبك به تانكهاي دشمن حمله كردند. دو ساعت بعد تمام تانكهاي عراقي در آتش سوختند.
راوي: محمود جمشيدي