0

روزي جنگي بود 4

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 4
جمعه 8 بهمن 1389  1:13 PM

صلوات

راه مي‌رفت مي‌گفت: «صلوات»
مي‌نشست مي‌گفت: «صلوات»
مي‌دويد مي‌گفت: «صلوات»
مي‌خواست بخوابد مي‌گفت: «صلوات».
تو جزيره‌ي مجنون تو قايق تركش خورد تو سينه اش، دست گذاشت رو زخمش و گفت: «صلوات».
بچه‌ها گفتند: «انشاالله با پيامبر (ص) محشور مي‌شود.
   

منبع: مجله جاودانه ها  

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها