0

روزي جنگي بود 3

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389  1:09 PM

شيرخوار شهيد

دكتر گفت: « فوري ببريدش اتاق عمل اورژانسيه، طفلك بچه يك دستش شيشه شير بود، يك دستش پفك، تركش نصف صورتش را برده بود.
از اتاق عمل آمدم بيرون، مادرش گفت: « خواهر، عمل تمام شد؟» با اشاره‌اي گفتم: « نه».
گفت: « چه‌قدر طول كشيد. خدا رو شكر شيرش را داده بودم والا زير عمل ضعف مي‌كرد. دو زانو نشستم كنارش، شك كرد و گفت: « عمل ...تمام ...شد.... » گرفتمش توي بغلم و دو نفري زار زديم.
   

منبع: ويژه نامه ي راهيان نور(جغرافياي بي رنگي)  

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها