پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389 1:09 PM
شوخي فرمانده
غروب شبي كه قرار بود عمليات رمضان شروع شود، فرمانده بچههاي گردان را پشت خاكريز جمع كرده و ملزومات انفرادي را توزيع نمود. براي يك گردان 22 نفره تقريباً 12 فانسقه وجود داشت.
برادراني كه فانسقه دريافت نكرده بودند به فرماندهي رفتند و درخواست فانسقه كردند. فرمانده بچهها را جمع كرد و پس از سخنراني كوتاهي، خطاب به آنها گفت: «ما از نظر مالي با مشكل مواجه شدهايم، به همين دليل فانسقه را هر دو نفر يكي استفاده كنيد.» ابتدا همه از تعجب دهانمان باز ماند اما با خندهي فرمانده، صداي شليك خنده در فضا پراكنده شد.
راوي: سيدعلي اكبرموسوي
منبع: ماهنامه سبزسرخ - صفحه: 6