پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389 1:07 PM
شهادت عباس
عباس جوان شجاعي بود. يكبار بر اثر اصابت تركش خمپاره به شكمش مجروح شد. وقتي بالاي سر او رسيدم امعا و احشاي او بيرون ريخت. خودش سعي كرد آنها را جمع كند، اما سخت بود. منبع: كتاب روايت حماسه
من به كمكش رفتم و چفيهام را بر روي شكمش بستم و او را به عقبه انتقال دادم. مدتي بعد مجدد او را در جبهه ديدم. گفتم: «عباس دوباره به جبهه آمدي؟» در حاليكه به شكمش اشاره ميكرد. گفت: «تا به شهادت نرسم همين است».