0

روزي جنگي بود 3

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389  1:04 PM

شب يلدا

ساعت 5/12 بود كه صداي هواپيماهاي دشمن در فضاي مدرسه پيچيد. حياط مملو از دانش‌آموزان بود. همه به سمت پناهگاه و يا همان زيرزمين مدرسه مي‌دويدند، اما هواپيماها خيلي سريع‌تر‌ به مدرسه رسيدند.
گروهي از بچه‌ها داخل حياط ماندند. يكي از بهترين دوستانم شكمش به علت انفجار بمب‌هاي خوشه‌اي پاره شد و دو تن از آنان قطع نخاع شدند.
بعد از عادي شدن اوضاع از پناهگاه خارج شديم، ولي براي خروج از مدرسه بايد از روي جنازه‌ها مي‌پريديم. با لباس‌هاي خوني و دلي خون بارتر مسير مدرسه تا خانه را يك نفس دويدم. هيچ وقت خاطرات تلخ از دست دادن بهترين عزيزانم را در شب يلدا فراموش نمي‌كنم. شبي كه براي من بلندترين شب عمرم شب غم بود.
   

منبع: كتاب سفر عشق  

 

 

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها