پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389 12:54 PM
زنده به گور تازه وارد خرمشهر شده بوديم؛ من در حوالي منطقه استقرار متوجه تعدادي از افراد غير نظامي شدم. فرماندهي گروهان ما كه سرگرد زيد يونس عاشور نام داشت [ اين فرد حتي در ميان خود عراقيها به خاطر جنايتهايي كه در زمان اشغال خرمشهر انجام داد، شهرت داشت ] آنها را ديده بود. منبع: نشريه قافله نور - صفحه: 4
فرمانده دستور داد تا آنها را دستگير كنيم. به نظرم حدود 14 نفرشان را توانستيم دستگير كنيم. تقريباً همهشان لباس عربي به تن داشتند. ما آنها را به مقرمان برديم. سرگرد زيد يونس هم آنجا منتظرمان بود. فرمانده به رانندهي يكي از لودرها دستور داد تا در همانجا زمين را گود كند و چيزي مثل سنگر بسازد.
وقتي كار لودر تمام شد، زيد يونس دستور داد تا همهي آن افراد دستگير شده به داخل آن گودال بروند. سپس به رانندهي لودر گفت كه روي آنها خاك بريزد و گودال را پر كند. راننده كه يك گروهبان هم بود، عليرغم اين كه فرمانده او را به اعدام تهديد كرد، نتوانست اين كار را انجام بدهد. وقتي فرمانده اين صحنه را ديد، رانندهاي را كه پشت فرمان بود، پايين كشيد و رانندهي ديگري را مأمور اين كار كرد.
رانندهي جديد بدون كوچكترين تأملي آن گودال را پر كرد و 14 نفر از اهالي روستاهاي خرمشهر در زير خاكها زنده به گور شدند.