0

روزي جنگي بود 3

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389  12:53 PM

زائر

مادرش خيلي دلتنگ بود. وقتي بعد از سال‌ها پيكر شهيدش را يافت از خوشحالي در پوست خود نمي‌گنجيد. حالا ديگر هر شب جمعه تا غروب آفتاب كنار قبر مي‌نشست و مناجات مي‌خواند، اما آن شب خواب عجيبي ديد.
فرزند به خواب مادر آمد و گفت: «چرا مرا آورديد عقب؟» مادر پاسخ داد: «غريب بودي آن‌جا، نمي‌توانستم به زيارت مزارت بيايم، ديگر تنها نيستي».
پسر نگاه از مادر دزديده بود: «نه مادر جان! زائر اصلي ديگر نمي‌آيد. بعدازظهرهاي جمعه بانو زهراي اطهر (س) به ديدنمان مي‌آمد، چرا مرا به غربت آوردي».    

منبع: مجله ياد ماندگار  

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها