0

روزي جنگي بود 3

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389  12:47 PM

ديدارفرزند

پدر هميشه دوست داشت به جز من فرزند دختر ديگري داشته باشد و خداوند به او خديجه را عطا كرد. يك‌بار در نامه‌اش نوشت: «برايم بنويسيد، خديجه چه شكلي شده، چگونه مي‌خندد و چگونه گريه مي‌كند. برايش در نامه از خديجه نوشتم، اما پدر هيچ وقت نامه را نخواند. او در عمليات بدر در حالي‌كه دست بر سينه با صداي بلند به امام حسين (ع) سلام داده بود، آسماني شد.
پيكرش را به خانه آوردند. مادر خديجه را نزديك تابوت برد. ناگهان پدر در مقابل چشمان ناباور مردم چشم باز كرد و به دخترش خيره شد. مردم يكديگر را كنار مي‌زدند تا اين صحنه را ببينند. خدا كه شوق پدر را براي ديدار خديجه مي‌دانست يك لحظه به او مرحمت نمود تا چهره‌ي زيباي فرزند را به چشم ببيند.
   

منبع: كتاب نوازشگران جان  

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها