0

روزي جنگي بود 3

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389  12:43 PM

دعا كن

آن شب بچه‌هاي سپاه در مدرسه‌ي خرمشهر خوابيدند تا از گزند حملات توپخانه‌ي عراق در امان بمانند. اما نيمه شب سقف مدرسه چون آواري بر سر تمام مردم خرمشهر خراب شد.
عزيزانمان در آتش قهر دشمن سوختند. برادر زهرا نيز آن‌جا بود. وقتي ما وارد مدرسه شديم، فقط تكه‌هاي گوشت چسبيده به ديوار و مغزهاي متلاشي شده را مي‌توانستي ببيني. زهرا همان‌جا دو زانو به زمين نشست و گفت: « دعا كن خدا به من صبر بدهد.»
   

منبع: كتاب ستاره هاي بي نشان

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها