پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389 12:40 PM
داوطلب
حسين عالي از شهداي واحد اطلات و عمليات و نوجواني اهل زابل بود كه از چهره هاي خستگيناپذير اين واحد به شمار ميآمد. شب عمليات كربلاي 5 به عنوان مسئول محور اطلاعات با گردان 410 همراه شد. قبلاً مسير را شناسايي كرده بود بدون كوچكترين مشكلي گردان را به پشت موانع دشمن رساند. كنار سيمخاردار فرشي توقف كرديم. يكي از بچههاي تخرب مشغول باز كردن معبر شد. عراقيها پس از لحظاتي مشكوك شدند و اولين منور را شليك كردند. درگيري در محورهاي ديگر شروع شد و كمكم به محور رسيد. فرصت نبود. نميتوانستيم منتظر باز شدن معبر بمانيم بايد گردان را روي دژ ميرساندم. با نگراني به اطراف نگاه انداختم، هيچ راهي براي عبور ديده نميشد. حسين به طرف سيمهاي خاردار رفت و خودش را روي سيمها انداخت و گفت: از روي من عبور كنيد، معطل نشويد. بچهها پا بر پشت حسين گذاشتند و به سرعت روي دژ ريختند. منبع: مجله شميم عشق