پاسخ به: روزي جنگي بود 2
جمعه 8 بهمن 1389 12:33 PM
حوري هاي خاطرخواه شب اول كه پايم به منطقه رسيد، با يك پاسدار وظيفه آشنا شدم كه خيلي پسرخوشبرخوردي بود. هركجا بود خنده از روي لبهاي بچهها دور نميشد. هميشه وقت خواب و خواندن سورهي واقعه گير ميداد كه بچهها ميدانيد چرا شهدا لبخند ميزنند؟ منبع: سالنامه يادياران
براي اينكه حوريها آنها را ميبوسند يا ميگفت: «ميدانيد چرا شهدا ميسوزند؟» بعد ميگفت: «چون حوريها همهي بدنشان را ميبوسند و آنها از گرما ميسوزند!»
تا اينكه در عمليات بازپسگيري «جفير» در سنگر مهمات سوخت. موقعي كه ما خاكسترش را بيرون آورديم در عين حال كه جگرمان كباب بود ياد شوخيهايش افتاديم. يكي از بچهها گفت: «بيانصاف به ما نگفته بود كه خودش اين همه حوري خاطرخواه دارد!....»