0

روزي جنگي بود 2

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 2
جمعه 8 بهمن 1389  12:33 PM

حلقه ي ازدواج

سالگرد پسر شهيدشان بود. همگي بي‌تابي مي‌كردند. همان روز موقع اذان مغرب خانه‌شان بمباران شد. كاتيوشا زده بودند و خانه با خاك يكسان شده بود. صداي ضعيفي از زير پايم شنيدم. خاك‌ها را كنار زدم. همسر شهيد زير آوار مانده بود. دائم مي‌گفت: «حلقه‌ي ازدواجم بالاي يخچال است؛ حلقه‌ي ازدواجم را مي‌خواهم. »
از ميان آن خانواده تنها همسر شهيد و برادرش نجات پيدا كردند و بقيه را درگلستان شهداي آبادان كنار هم به خاك سپردند.
   

منبع: كتاب دختران او.پي.دي  

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها