0

روزي جنگي بود 2

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 2
جمعه 8 بهمن 1389  12:32 PM

حسين منتظره...

بالا سرش كه رسيديم، نفس‌هاي آخرش بود. حداقل سر جايش تير خورده بود. آرپي‌جي از دستش افتاده بود. نصفش رفته بود توي خاك. سرش را با زور بلند كرد، با حسرت به آرپي‌جي نگاه كرد. نتوانست سرش را نگه دارد، سرش را گرفتم روي دستم. چشمش را باز كرد، بهم نگاه كرد. آهسته گفت حسين منتظره. حرفش تمام نشده بود كه خودش تمام كرد.
بدنش روي دستم سنگيني مي‌كرد، اما آرام بود.
   

منبع: كتاب ويرانه‌ هاي آباد؛روايت هويزه  

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها