0

روزي جنگي بود 2

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 2
جمعه 8 بهمن 1389  12:27 PM

جوان بسيجي

مقابلم پيكر سوخته‌ي سياه در آمبولانس بود. زغال شده بود. هنوز پيكر سوخته‌شان جلز و ولز مي‌كرد و از بدنشان چيزي مثل روغن به صورت حباب بيرون مي‌زد.
پرسيدم چه بر سر اين‌ها آمده. راننده‌ي آمبولانس گفت: « اين دو جوان بسيجي مشغول تعمير ماشين بودند. يكي زير ماشين كار مي‌كرد و ديگري هم براي دادن ابزار كنارش ايستاد كه در همان لحظه خمپاره مستقيم به ماشين اصابت مي‌كند و ماشين منفجر مي‌شود.»
   

منبع: كتاب پوتين هاي مريم  

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها