پاسخ به: روزي جنگي بود 2
جمعه 8 بهمن 1389 12:08 PM
پرواز بر فراز كركوك خيلي از شماها حتماً نام عمليات كركوك به گوشتان خورده است. دو روز از شروع جنگ تحميلي ميگذشت. بعد از حمله اوليه نيروي هوايي ايران رژيم بعث كه فكر ميكرد با نخستين حملهاش70 درصد از نيروي هوايي ايران را از بين برده است در بهت و حيرت دست و پا ميزد. قرار بود كه نيروي هوايي ايران، نيروي هوايي عراق را به كلي نابود كند اما براي رسيدن به اين هدف بايد به پايگاههاي هوايي زيادي حمله ميكرد كه بعضي از آنها توسط پدافند قدرتمندي محافظت ميشد و رسيدن به آن كار سختي بود. يكي از اين پايگاههاي مهم، پايگاه هوايي كركوك بود. تصميم گرفته شد نزديكترين پايگاه به كركوك در ايران مأمور انجام اين عمليات باشد و اين پايگاه جايي نبود جز پايگاه هوايي تبريز. منبع: روزنامه جام جم
بعد از بحث و بررسي زياد قرار شد هواپيماها صبح زود بعد از پرواز ارتفاع را تا 15000 پا بالا برده و با نزديك شدن به مرز، ارتفاع را كم كرده و از لابهلاي درهها و ارتفاعات عراق، راه كركوك را در پيش بگيرند و پس از بمباران هدف، از همين مسير بازگردند. اين اولين بار بود كه نيروي هوايي ايران به كركوك حمله ميكرد و به خاطر همين كسي به درستي نميدانست در اين شهر چه چيزي انتظار قهرمانان ما را ميكشد. با اين همه بالاخره خلبانان همگي سوار هواپيماها شدند و به زودي در دل آسمان جاي گرفتند. هوا به قدري صاف بود كه كوههاي مرزي را به راحتي ميشد ديد. طبق نقشه پروازي جنگندهها بايد از سمت غرب به پايگاه هوايي كركوك حمله ميكردند. پس از گذشت چند دقيقهاي ناگهان فرمانده دسته پرواز در يك آن اوج گرفت و به ارتفاعي رفت كه ميتوانست بمبهاي خود را رها كند. باند پروازي دشمن درست در زير هواپيما بود، فرمانده دسته پروازي كه گويا منتظر چنين چيزي بود بيوقفه به طرف باند شيرجه رفت. ضد هواييهاي دشمن از هر طرف شروع به شليك كردند.. ليدر دسته در وسط شعلهها بود ولي اين غيور مردان ترسي از ضد هوايي نداشتند و تنها به هدف ميانديشيدند و فرمانده دسته در ذهن خود به اين ميانديشيد كه از فاصله مطلوب بمبها را رها سازد.