پاسخ به:روزي جنگي بود
جمعه 8 بهمن 1389 11:54 AM
بسيجي جوان
ساعات اول عمليات كربلاي 5 بود. افراد گروه تخريب مينهاي زير آب را خنثي ميكردند. عراق قبل از پر آب كردن كانال ميدان مين وسيعي آنجا كار گذاشت. وجود آب مانع كار گروه تخريب بود. يكباره يكي از جوانان خود را به روي مينها انداخت و با از دست دادن يك پا معبري را باز كرد. سپس با تلاش بسيار خود را كنار كشيد تا خط شكنان از معبر باز شده عبور كنند. منبع: كتاب شب هاي قدر كربلاي 5
يكي ديگر از نيروها در كنارش نشست و پرسيد: «كمك ميخواهي؟» بسيجي آرام پاسخ داد: «شما كه تا اينجا آمديد، حيف است كه ادامه ندهيد برويد و خط را بشكنيد».
پسرك آرام، عبور خط شكنان را مينگريست...